دل نوشته ها

بگذار که عشق فریاد بزند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 اردیبهشت1393ساعت 8:38  توسط ...  | 

به حق این شب عزیز

تنهاتر از این مخواهم


+ نوشته شده در  دوشنبه 22 اردیبهشت1393ساعت 20:34  توسط ...  | 

ای دختر مصطفی ، ام ابیها

ای همسر مرتضی ، شبیه طاها


از بهر خدا نظر بفرما

ای مام حسین، سید احرار

+ نوشته شده در  جمعه 22 فروردین1393ساعت 18:11  توسط ...  | 

ای دخت علی ، زینت بابا

ای فاطمه خو ، زینب علیا

ای مهر تو شیره وجودم

ای وارث درد و رنج مولا


مهر تو گرم به دل اسیر است

از ناله ی غربت حیبیب است

یه لحظه شنو ناله ی زارم

از بهر حسین بیقرارم


دستان طلب به آستانت

دلخسته دلم به بارگاهت

بستیم دخیل و بسته چشمم

تا وا کنی و کنی تو مستم


ای دختر مرتضی ، شبیه زهرا

وی همدم ناله های زهرا

ای مونس غربت یتیمان

ای صاحب صبر ، زیب بابا


بنما فرجی به مشکل من

بر هم بزن این بساط در هم

یاری بده ای بانوی سرمد

از بهر خدا ، دخت غضنفر 


+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1392ساعت 16:50  توسط ...  | 

از اه دلم بهشت محزون شد

از داغ دلم بهار ، اتش شد


ای حضرت عشق ای صاحب امر

از هر نفسم فرشته ای غمگین شد

+ نوشته شده در  شنبه 14 دی1392ساعت 12:57  توسط ...  | 

میخانه دل پر از نم باران است

یا رب نکند کویر و صحرا گردد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1392ساعت 16:31  توسط ...  | 

امامی که عالم به دستان اوست

قضای حوایج به چشمان اوست

اگر پای در اتش نهم 

فدایش ، که جان مال اوست 

... تقدیم به پیشگاه امام باقر علیه السلام.

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1392ساعت 11:13  توسط ...  | 

باد جنت که وزیدن بگرفت

خاطرم بوی شقلیق بگرفت

نام تو ثبت شده در دل او

یاد معشوق که مجنون بگرفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مهر1392ساعت 10:38  توسط ...  | 

ای بهار زندگی یادت بخیر

روزگار مستی ام یادت بخیر

رفتی و نامت نمیگردد جدا

ای تمام هستی ام یادت بخیر

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مهر1392ساعت 13:24  توسط ...  | 

و چه سخت است روزهای جدایی

بی تو شدن و باد بهاری

همراه نسیمی که وزیدست ز فردوس

با یاد تو کنم دو سوگواری

روز ها و شبهای بدون تو گذشت. تو رفتی و یادی از تو ماند و قابی و عکسی. انگار به زمین گرم خوردیم از این همه نبودنت. بهشت خانه مان بودی. 

+ نوشته شده در  جمعه 5 مهر1392ساعت 21:51  توسط ...  | 

توضیح بیشتر باعث تضییع عمر است ! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1392ساعت 9:45  توسط ...  | 

میگن شهریار در جوانی عاشق دختری میشه اما هیچ وقت به معشوقش نمیرسه. اما در اواخر عمر که شهریار در بستر بیماری بوده این معشوقه میاد و به شهریار سر میزنه ، و اونجا شهریار این شعر رو برای معشوقه دوران جوانیش میخونه ، البته این حرف فقط در حد شنیده هاست و من از صحت و سقمش بی خبرم اما اینقدر این شعر زیباست که آدم دلش میخاد عاشق بشه.


آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

 

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

 

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

 

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1392ساعت 9:59  توسط ...  | 

دل ما رفت به کوی دل یار

یار ما رفت به پای دل کوه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 شهریور1392ساعت 8:23  توسط ...  | 


ای زیبای خفته مرا دریاب .

 دوستت دارم

 همیشه

برای ابد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1392ساعت 17:18  توسط ...  | 

من میخواهم بنویسم

مینویسم

 نوشتن را دوست دارم

 عشقم نوشتن است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1392ساعت 17:17  توسط ...  |